در چشم های او هزاران درخت قهوه بود .. *

خرید بک لینک


زندگی فقط اونجاش که بعد کلی حرف با انرژی و خنده هات سر برمیگردونی میبینی بی وقفه و آروم داره نگاهت میکنه ، یجوری که انگار اصلا نمیشنوه و فقط داره میبینه ، بعد پلک میزنه و دستتو میگیره و یواش میگه خیلی دوست دارم ..

چقدر شیفته ی این اوج و فرود لبخندام و چشماشم .. چشماش .. آخ چشماش ..






* در چشم های او هزاران درخت قهوه بود

که بی خوابی مرا تعبیر مینمود ..

باران بود که میبارید

و او بود که سخن میگفت ...

"کیومرث منشی زاده"

تو شبیه تموم گلدوزی های روی لباسم ، مهربونی !...

ما را در سایت تو شبیه تموم گلدوزی های روی لباسم ، مهربونی ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 237 تاريخ: سه شنبه 5 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:11

صفحه بندی